ماجرای کاسه آش و پیرزن همسایه
همسایه طبقه پایین ما یه خانم مسن که تنها زندگی میکنه و ما در طول روز به باران که به اقتضای سنش جست و خیزش زیاده یادآوری میکنیم که باران بدو بدو نکن صدا میره پایین و باید رعایت حال یه ادم که پیره و نیاز به استراحت داره رو بکینم و این یاد آوری جدیدا خیلی مختصر شده ( باران پیرزنه ) و وقتی میگیم باران حساب کار میاد دستش ، چند روز پیش آش رشته پخته بودیم به باران گفتم بیا برای همسایه پایینی آش ببریم و هم عذرخواهی مجددی بکنیم برای سر و صداهای ناخواسته وقتی در زدیم با کمال تعجب دیدم خانم جوانی در رو باز کرد بعد از تشکر از ما خواست تا منتظر باشیم که کاسه آش رو برگردونه باران با تعجب از من پرسید مامان چرا به این خانم میگی پیرزن و ...




